تحقیق برای دانش آموزان
این وبلاگ جهت کمک به دانش اموزان راه اندازی شده است

راجع به چرایی وفلسفه تشکیل حکومت درعلم سیاست وبطور کلی علوم اجتماعی بحث بسیار کرده اند اما دراین شکی نیست که تشکیل حکومت برای تولید وتامین کالاها وخدماتی است که افراد وگروههای اجتماعی (بخش خصوصی) بطورفردی یا جمعی قادر به تولید وتامین آن نیستند .     

راجع به چرایی وفلسفه تشکیل حکومت درعلم سیاست وبطور کلی علوم اجتماعی بحث بسیار کرده اند اما دراین شکی نیست که تشکیل حکومت برای تولید وتامین کالاها وخدماتی است که افراد وگروههای اجتماعی (بخش خصوصی) بطورفردی یا جمعی قادر به تولید وتامین آن نیستند .کالاها وخدماتی که در علم اقتصاد ذیل عنوان کالاهای عمومی طبقه بندی می شوند از قبیل: نظم وامنیت ،پاسداری از مرزها وتمامیت ارضی کشور،سیاست خارجی برای تامین منافع ملی ،فصل خصومت در دعاوی بین شهروندان از طریق قوه قضائیه ، حکومت برای پاسخگویی به تولید وتامین این کالاها نیاز به قوه قاهره واقتدار دارد وهمه دعواها در علم سیاست واجتماع برسرمنشا این موضوع است که از آن می گذرم اما دردوران جدید برای اینکه حکومت بتواند این وظائف را بخوبی انجام دهدراهی جز تجمیع قدرت ازطریق رای شهروندان (مردمسالاری) نمی شناسند والبته برای اینکه حکومتگران از این تجمیع قدرت وقوه قاهره حکومت سوء استفاده نکنند از طریق قرار داد اجتماعی ومیثاق عمومی (قانون اساسی) به تعبیه ساز وکارهایی همچون تفکیک قوای حاکم ، انتخابات ادواری برای تغییروجابجایی مقامات ونهادهای حاکم ،برسمیت شناختن آزادیهای سیاسی واجتماعی در قالب فعالیت احزاب ونهادهای مدنی ومطبوعات ومی پردازند که ضامن حدود حاکمیت وحقوق شهروندان باشد به گونه ای که اگر حاکمیت به هر دلیل نتوانست پاسخگوی تولید وتامین کالاهای عمومی موردنیاز جامعه باشد شهروندان از طرق کاملا تعریف شده وبه شیوه ای مسالمت آمیز(قانونی) بتوانند به تغییر حاکمان بپردازند وبا حفظ اصل حکومت در دورن آن اصلاحات به عمل آورند واز این طریق راه رشد وپویایی جامعه را بدون تحمیل هزینه های بسیار همچون انقلاب وبه پیش برند.

در مسیر این بحث ونگرش است که دومقوله "مشروعییت وکار آمدی"را شروط لازم وکافی برای تشکیل وبقای یک حکومت می دانند وفقدان هر یک از ایندو می تواند اسباب زوال وسقوط حکومت را فراهم آورد .بدون آنکه بخواهم وارد مباحث مربوط به این دومقوله ورابطه دوسویه آن بشوم ،به خصوص آنکه به بحثی مناقشه آمیز وچالشی در جمهوری اسلامی ایران و به ویژه بین علمای دینی وروشنفکران تبدیل شده است، قطعا می توان گفت که بر پایه آموزه های دینی اسلام وآموزه های برآمده از تجربه های بشری آنچه می تواند همانند چتری بر دواصل مشروعیت وکارآمدی حاکم باشد ومقبولیت حکومتها را رقم زند "عدالت" است ودر واقع موجودیت وکارکرد هر حکومتی را باید با این شاخص محک زد واندازه گرفت وارزیابی کرد.حدیث معروف از قول پیامبر گرامی اسلام که :"ملک با کفر باقی می ماند اما با ظلم نه" به درستی بیان این موضوع کرده است واینکه همه انبیا الهی برای برقراری عدل وقسط در جامعه بشری مبعوث شدند وتلاش کردندجزاین پیام ندارد.وروشن است که اگر حکومتی بتواند بطور نسبی "عدالت"را حتی بدون تمسک به دینی وفقط با تکیه به تجربه هاودانش بشری اجرا ورضایت شهروندان را فراهم سازد دوام می یابد ولی حکومتی بنام دین وفاقد عدالت قطعا سقوط می کند وجز ننگ ونام باقی نمی گذارد.روشن است که دراین میان آنچه اهمیت تام وتمام دارد محتوای حکومتهاست ونه نامگذاری ومدعای حاکمان انها!ودر این جاست که فرقی بین حکوکتهای مدعی پیروی از لیبرال دمکراسی ،سوسیال دمکراسی ،ودینی از هر نوعش نمی کند.

اما "عدالت "واژه ای جذاب وکلی ورهزن است وچون این چنین است همه آدمیان وحاکمان طرفدار آنند !در تاریخ ما ایرانیان که جز استبداد وظلم وحکومت وحاکمان نمی توان یافت پادشاهی چون انوشیروان نماد "عادل"بودن معرفی شده است حال اوضاع واحوال دیگران روشن است ،ومتاسفانه باید گفت ما ایرانیان بارها وبارها با شعار "عدالت"براه افتاده ایم وشورها آفریده ایم وکشته وشهید بسیار داده ایم ،که آخرین آن انقلاب اسلامی است،اما جز به سراب نر سیده ایم !چراکه حتی عالمان وروشنفکران وما جز تصوری کلی ومبهم وشورانگیز از این واژه وخواسته نداشته اند، وامروز هم معلوم نیست چه اتفاقی اگر درجامعه ما بیافتد ما در رسیدن به "عدالت" یک گام جلو رفته ایم؟ از اینروست که انقلاب اسلامی بنام عدالت پیروز شده ودر همه سالهای پس از انقلاب همه دولتهاوحاکمان برآمده از آن بیش از همه حکومتها ودولتها شعار "عدالت"داده اندو سیاستهای بسیاری را ذیل آن به اجرا در آورده اند اما باز فردی با تکیه بر همین شعار واینکه درسالهای پس از انقلاب "عدالت"محقق نشده وظلم وفقر وفساد وتبعیض وفراگیرشده است ومن آمده ام تا این هدف را محقق کنم به میدان انتخابات می آید ومی تواند پیروز شود وسکان قموه مجریه را بدست بگیرد واما پس از یکسال از استقرار دولت عدالت محور ومهرورز وچه اتفاقی درجمهوری اسلامی ایران(یا به تعبیرجناح حاکم دولت اسلامی یا حکومت اسلامی) افتاده است؟ وآیا وضعیت نسبت به گذشته بهتر شده است؟وآیا

واقعا"معیارهای کارآمدی حکومت چیست؟" به نظرم تا روزگاری که حکومت وحاکمان می تواند بر شعارهای کلی ومبهم وتودر تووسوار شود وهریک از ما ایرانیان نیز مفتون وواله این شعار ها هستیم در بر همین پاشنه ای که تا کنون چرخیده است خواهد چرخید وبرای دستیابی به آب باز بدنبال سراب خواهیم رفت! اگر بپذیریم که "عدالت"میزان ومعیار"مشروعیت وکارآمدی"حکومت وحکومتگران است باید آنرا تعریف وتدقیق وعملیاتی وقابل اندازه گیری کرد،همان کاری که امروزه در دنیا برای اندازه گیری میزان توسعه انسانی کشور ها انجام وگزارش آن تهیه می شود وجایگاه کشورها براساس محاسبات رتبه بندی می شود که در رهگذر زمان جایگاه ایران جز نزول نبوده است! به نظرم علیرغم شیفتگی فراوان ما ایرانیان نسبت به مقوله "عدالت" از نظر مباحث نظری که قابلیت اجرایی وعملی واندازه گیری داشته باشد بسیار فقیریم وهمین پاشنه اشیل مادر چرخه تاریخ ،به ویژه تاریخ معاصر شده است.نمی توانیم فراموش بکنیم که چه نیروها ی نخبه وروشنفکر وآرمانگرایی به خاطر "عدالت"تلف شدند وچه تلاشهایی که انجام نشد اما همه به خاطر فقر نظری ودانش وبه سرانجامی نرسیده است. بر همه ماست که با مروری دو باره بر این موضوع متمرکز شده واین فقر نظری را جبران کنیم وبه باز تعریفی از "عدالت" به عنوان معیاری تام وتمام برای اندازه گیری "مشروعییت وکارآمدی"حکومت بپردازیم وبا دامن زدن به این بحث در جامعه راه رهزنی را بروی خودمان ببندیم وحکومت وحاکمان را در تنگنای این بحث به عمل وپاسخگویی وا داریم.اگر بتوانیم "عدالت"را در ابعاد مختلف تعریف وتدقیق وبه شاخص های ملموس وقابل اندازه گیری در همه ابعاد(اعم از عدالت،سیاسی،اقتصادی،اجتماعی،فرهنگی،جنسیتی،قومی،) تبدیل کنیم وآنها را در جامعه نشر وترویج دهیم وبا زبان آمار وارقام وجریان زندگی روز مره با مردم در این باره حرف




برچسب ها :
ارسال در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۱٠ توسط جواد کلماتی
نظرات شما ()