تحقیق برای دانش آموزان
این وبلاگ جهت کمک به دانش اموزان راه اندازی شده است

  مبارزه در مقابل امپریالیسم در تمامی آفریقا ، مبارزه ایی در جهت استقلال خواهی مداوم آفریقا بودکه از آن به رنسانس آفریقائی  تعبیر می شود .

    این مبارزات استقلال خواهی در سطوح مختلف فرهنگی قطعاً نمی توانست تابعی از اشکال سیاسی باشد، مگر آنکه تمامی این قاره بطور کامل از زیر یوغ استعمار رهائی یابد و همه کشورهای آفریقایی به استقلال کامل دست پیدا کنند.

      این مبارزات همچنین به نوعی ریشه در آپارتاید و نژاد پرستی دارد که در آن سطوح مختلفی از مبارزات ضد امپریالیستی را شامل می شود و نتیجه آنکه این استقلال خواهی به جنبشی تحت عنوان پان آفریکانیسم منجر گردید و این نام  به نگرشی اشاره دارد که مردمان آفریقا چه آنها که در اقصی نقاط عالم پراکنده اند و چه آنها که در قاره آفریقا ساکن اند را بعنوان یک ملت واحد تلقی می کند و از آن به عنوان «همبستگی ملل آفریقا»تعبیر می شود.

     چنانکه وارد هزاره سوم شده ایم ، آفریقا تلاش دارد در این هزاره از خود تصویر جدیدی را با رهیافتی از اعتقادات و باورهای فلسفی ارائه نماید تابتواند در این رهگذر  از یک جایگاه ویژه  در نظام بین المللی برخوردار گردد.

        مانیفست ها و بیانیه های ارائه شده در خصوص مفهوم و هویت آفریقائی همان باور بر رنسانس آفریقائی می باشد که اولین بار توسط رئیس جمهور آفریقای جنوبی آقای تابوامبکی عنوان گردید و مورد توجه همگان قرار گرفت . براساس این فرمول جدید امبکی تلاش دارد نگرش جهانیان را در خصوص آفریقا تغییر دهد و جایگاه ویژه ایی برای این قاره در نظام بین المللی جدید ترسیم نماید»

در راستای تلاش های انسان دوستانه، جنبش های اکولوژیک و زیست محیطی پدید آمدند که در طی آن نسل جدید خواستار مسئولیت پذیری بیشتری در قبال محیط زیست شده اند که آفریقاییان هم در این همبستگی جهانی نقش ایفاء نموده اند .

      همچنین جنبش ضد استعماری و استقلال طلبانه در قاره آفریقا ادامه تلاش ها و مبارزات گذشته برعلیه آپارتاید در آفریقای جنوبی بودکه توسط جنبش های ضد نژاد پرستی در سایر کشورهای آفریقایی حمایت شد .

     امبکی در نظریه خود چنین ابراز می دارد"... که جایگاه آفریقا در جامعه جهانی باید تا آن اندازه ارتقاء یابد که اگر آفریقا منافع و اهداف جامعه جهانی را تأمین می کند ، جامعه جهانی نیز باید درحد قابل قبولی منافع و اهداف آفریقا را مد نظر داشته باشد."

مروری بر وضعیت آفریقا در عصر رنسانس آفریقایی

       پیش از دهه 1960 که فرایند استقلال خواهی کشورها از سلطه استعمارگران آغاز شد ، سازمان دهی بهره برداری از منابع قاره آفریقا بر عهده اروپائیان بود . آنان در استفاده بهتر از منابع موجود «آفریقا» هنر خود را به کمال نشان دادند ، اما پس از ترک قاره میراثی از آن علم و هنر برای بومیان برجای نگذاشتند. از این رو کشورهای تازه استقلال یافته با مشکلات جدی در مورد چگونگی بهره برداری و تولید از امکانات ملی خود روبرو شدند . از سوی دیگر مشکل مبادله کالا و خدمات با بازار مصرف خارجی را نیز پیدا کردند.

"....... با خروج استعمار ، دولتمردان و برنامه ریزان آفریقا با چالش های بزرگی که در دهه 1960 تا کنون را در برگرفته روبرو شدند . برای چاره جوئی تدابیر ملی اتخاذ نمودند و کمک جهانی را طلب کردند که از آن به رنسانس آفریقائی تعبیر شده است.»[3]

         موقعیت اقتصادی آفریقا از اواخر دهه 1960 رو به زوال گذاشته است . میزان و شدت محنت وارد شده بر قاره دائماً افزایش یافته و بر مناسبات اجتماعی نیز تأثیر نهاده است . فقر و بینوایی در شمار ویژگیهای بومی قلمداد گردید و رشد توده های بیکار و آماده به کار ناشی از رشد سریع جمعیت به ویژه در دهه 1980 ، قابل توجه شده بود. دسترسی به نیازمندیهای اساسی زندگی مثل آب آشامیدنی ، مسکن ، بهداشت و آموزش محدود بوده و تعداد مردمانی که در فقر کامل می زیند و در اثر کمبود غذا دچار سوء تغذیه شده اند ، قابل ملاحظه گردیده است . بنابراین هنگامیکه مصیبت خشکسالی بزرگ آفریقا در سالهای 85ـ 1983 روی داد، نه تنها بحران جاری اجتماعی و اقتصادی را تشدید کرد ، بلکه رکود اقتصادی اغلب کشورها را عمیق تر نمود و بسیاری از آنها را تا مرز فروپاشی پیش برد»

رشد بدهی های خارجی در سال 80ـ 1974 همچنین تغییر در نرخ بهره و شرایط دریافت وام درقرضه های خارجی قاره را آسیب پذیر نموده بود. بنابراین اقتصاد آفریقا هنگامی وارد دهه 80 شد که تحت شرایط آسیب پذیری از آنچه که در دوران استقلال تجربه کرده بوده قرار داشت» .[5]

       حجم تجارت جهانی که سالانه 7/5% در دهه 1970 رشدیافته بود ، تقریباً بین سالهای 83ـ 1981 متوقف شد . با سقوط میانگین رشد تولید ناخالص ملی (GNP) واقعی سالانه شرکای تجاری آفریقا از    4/ 4% در دهه 190 به 8/1% بین سالهای 83ـ1981 ، نرخ رشد تقاضا برای تولیدات اولیه و سوخت بین سالهای دهه 1970 و 83ـ 1981 از 2% به 5% تا 1% و سالانه 11% کاهش یافت ».[6]

     به این ترتیب با کاهش تقاضای جهانی و در نتیجه بهای کالاهای اولیه ، آفریقا سهم خود را در بازار جهانی از دست داد. صادرات تقریباً متوقف شد و در آمدهای صادراتی از میان رفت .

    با افت شدید بهای کالاهای صادراتی و رشد قیمت تولیدات کارخانه ای تمامی مناسبات تجاری آفریقا بین سالهای 83ـ 1981 به میزان 7% کاهش یافت».[7]

      همچنین نرخ سود بدهی های خارجی به شدت تا حد نصاب بالای 18تا 20 درصدد بین سالهای 83ـ 1980 رشد کرد . نرخ سرمایه گذاری در آفریقا نسبت به معیارهای بین المللی از سطح پائینی برخوردار بوده است».[8]

       نرخ بالای رشد جمعیت هم بر اقتصاد آفریقا تأثیر ساختاری برجای گذاشته است . در حالیکه پیش بینی ها حاکی از این بود که :

     "......جمعیت بسیاری از کشورها در 25 سال اول، هزاره سوم دو برابر خواهد شد . رشد فزاینده و وحشتناک تلفات ناشی از ابتلاء به ویروس AIDS/HIV شتاب رشد را محدود کرده و در برخی کشورها منفی نموده است .»

در حال حاضر 28 میلیون نفر در آفریقا بدون مراقبت و درمان مناسب حامل ویروس هستند که در دهه بعد زنده نخواهند بود.

      در جنوب آفریقا بیش از 25 درصد جمعیت میان 15 تا 49 سال با این ویروس زندگی می کنند. در آفریقای مرکزی ، فقر ، خرافات ، سنت ، خودداری از پیش گیری ، عوامل مهم مشکلات سلامت    انسانی ، بویژه در مورد ایدز هستند. نرخ آلودگی در این منطقه از 1% در گینه استوایی تا 14% درجمهوری آفریقای مرکزی متفاوت است. »[10]

"..... به گزارش یونسکو در سال 2000، دست کم 17 میلیون دانش آموز بیش از سال 1990 در مدارس ، ابتدائی آموزش می بینند. با این وجود 42 میلیون کودک درجنوب صحرا از آموزش محرومند و تقریباً 60% از آنان را دختران تشکیل می دهند»

بیش از دوسوم این کودکان در کشورهائی زندگی می کنند که در آنها نبرد مسلحانه و جنگ داخلی روی داده است .

      میانگین نسبت دانش آموزان به معلمان 37 نفر به یک معلم و در برخی کشورها مثل مالی و چاد این نسبت به 70 به یک می رسد .

       تقریباً 40% بزرگسالان آفریقائی توانائی خواندن و نوشتن را ندارند. در این میان تعداد زنان بیشتر و در برخی کشورهای آفریقای باختری درصد بیسوادی زنان به 80% می رسد . تنها 10 کشور آفریقایی توانسته اند به اهداف آموزش پیش بینی شده در کنفرانس جهانی آموزش برای همه که در 1990 میلادی برگزار شده دست یابند».

سخن آخر ونتیجه گیری

      در این مقاله تحقیقی سعی شد تا ریشه های جهانی شدن و رنسانس آفریقائی بصورت دقیق مورد نقد و بررسی قرار گیرد  و این نتیجه حاصل شد که در حال حاضر جهان با پدیده جهانی شدن روبروست ، پدیده ای که چگونگی و میزان تأثیرات آن در عرصه های مختلف سیاسی ، فرهنگی ، اجتماعی و اقتصادی از سوی  اندیشمندان جهان خصوصاً متفکران آفریقائی باید مورد بررسی قرار گیرد .

        باور بر این است که در عصر کنونی روابط بین المللی که پدیده جهانی شدن می تواند زمینه ای برای استیلای قدرتهای جهانی بر ابعاد گوناگون زندگی ملتها را فراهم سازد ، بهره مندی از فضای جدید و مقابله کار ساز با تبعات سوء این پدیده تنها در گرو شناخت موقعیت ها و ظرفیت های بین المللی و همکاری تنگاتنگ و همسوی میان کشورهای جهان سوم خصوصاً کشورهای جنوب ـ جنوب می باشد .

       قاره آفریقا از نظر منابع طبیعی از جمله فلزات کمیاب (طلا، الماس ، اورانیوم و ...) نفت، گازطبیعی ، جنگلها و محصولات گیاه و دریائی غنی می باشد . وجود این منابع غنی و نیروی کار ارزان چشم انداز مثبتی از توسعه آتی این قاره را نوید می دهد . اما به رغم این امکانات سرشار و بالقوه، بسیاری از کشورهای آفریقایی بدلیل نداشتن ثبات لازم ، عدم بهره مندی از فن آوریهای لازم برای استفاده از ظرفیت های موجود و عدم طراحی و برنامه ریزی مناسب ، همچنان در زمره کشورهای فقیر قرار دارند.                                 

      موجب خرسندی و امیدواری است که برنامه مشارکت نوین برای توسعه آفریقا (نپاد) توسط رهبران اتحادیه آفریقا تصویب شده و به عنوان برنامه اجرائی این اتحادیه برای توسعه اجتماعی و اقتصادی آفریقا درحال اجرا می باشد .

     این طرح که هدف آن فقرزدایی از قاره آفریقا و قراردادن کشورهای این قاره در مسیری سازنده و مثبت در فرایند جهانی شدن می باشد ، یک گام مهم و عملی به سوی همگرائی منطقه ای ، یکپارچگی اقتصادی و وحدت عمل سیاسی است .

      همچنین در این مقاله بر این اصل تاکید شده که آنچه که در جهانی شدن مورد توجه است وجود فعالیتهای جهانی در برخی از مناطق وکشورها است و به عبارت دیگر اکثریت کشورها و مناطق دنیا نمی توانند در روند جهانی شدن مشارکت موثر و سودمندی داشته باشد .

      جهانی شدن همراه با یک رشته از منافع و خطر هاست که البته برای تعداد زیادی از کشورها خطرات بیشتر از منافع می باشد و منافع بیشتر برای کشورهای امپریالیستی و صنعتی است .

به گفته اقتصاد دان معروف «آماریتا» :

       پدیده جهانی شدن چیز جدیدی نیست و از مدتها قبل وجود داشته است اما چیزی که در این پدیده به چشم می خورد ، تمرکز غیر متعارف ثروت و قدرت در دست اندکی از افراد و همزیستی ثروت مندان و تهیدستان اکثریت زیادی از مردم جهان می باشد .

       همچنین در این نگارش تحقیقی به سه دسته عوامل درونی و بیرونی که در نظام سرمایه داری منجر به ظهور و بروز جهانی شدن در عصر جدید گردید به شرح زیر اشاره شده است :

1ـ بحران کنیزی اقتصاد در نظام سرمایه داری که دامنه آن در شمال و جنوب جهان اپیدمی شده است .

2ـ فروپاشی کمونیسم (بلوک شرق ) و فراگیری اقتصاد بازار

3ـ تحولات تکنولوژی در زمینه ارتباطات و اطلاع رسانی آی .تی (IT)

      و در یک نگاه کلی اثرات جهانی شدن بر قاره آفریقا را می توان در فاکتورهای زیر عنوان نمود : قاره آفریقا ، قاره ای مملو از منابع و ثروتهای طبیعی با ملتهای بسیار فقیر کماکان مواجه با فقر، گرسنگی ، قحطی ، سوء تغذیه ، جنگهای داخلی و منطقه ای ، آوارگان ، گسترش بیمارهای ناعلاج و قاره ای ، نرخ بالای مرگ و میر ، تکیه رژیمهای سیاسی به کشورهای قدرتمند ، خروج مستمر ثروت های قاره ، نرخ بالای رشد جمعیت که پیش بینی می شود جمعیت قاره تا سال 2025 به 5/1 میلیارد نفر افزایش یابد و مشکلات این قاره به مراتب بیشتر از وضعیت کنونی جلوه نمائی کند.




برچسب ها :
ارسال در تاريخ ۱۳٩٠/۳/۱٠ توسط جواد کلماتی
نظرات شما ()